|
مکتب اهل بیت(ع) بینشی نو
|
||
|
اندیشه های آیة الله مرتضی رضوی |
تعریف عناوین اساسی در ادبیات قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) و مبانی اساسی و محوری «انسان شناسی» و علوم انسانی:
1- انسان: انسان موجود زنده ای است که در وجودش یک روح بیش از حیوان دارد؛ حیوان دارای روح غریزه است و انسان علاوه بر آن، دارای روح فطرت هم هست.
2- روح: چگونگی پیدایش روح قابل شناخت و قابل تعریف نیست. زیرا روح یک «پدیدۀ اَمری» است و پدیدۀ خلقی نیست.
3- اَمر و خلق: خداوند دو نوع فعل دارد: فعل خلقی و فعل امری: «لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ».
4- فعل خلقی: این فعل بر اساس قانون «علت و معلول»، و پدید آوردن چیزی از چیز دیگر (پدید آوردن اشیاء از همدیگر) است.
5- فعل اَمری: این فعل یعنی «ایجاد»؛ ایجاد و پدید آوردن چیزی بدون سابقه و بدون اینکه از چیز دیگر به وجود آید. و این فعل فقط با فرمان (اَمر-کن فیکون) محقّق می شود. از این قبیل است: مادۀ اولیۀ جهان، و نیز خود قانون «علّت و معلول» و پدیدۀ عامل حیات که روح نامیده می شود؛ «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی»، و پدیده هائی دیگر.
6- علم: علم یعنی شناختن و یافتن علت هر پدیده یا هر حادثه ای که در این جهان رخ می دهد، اعم از پدیده ها و حوادث طبیعی یا انسانی و اجتماعی. پس عرصۀ علم فقط پدیده ها و حوادث خلقی است و عرصۀ پدیده ها و حوادث اَمری از توان، حیطه و کاربرد و مسؤلیت علم خارج است؛ که پدیدۀ حیات و روح نیز از این جمله است.
7- روح غریزه: غریزه نیروئی است که انگیزش های ناخودآگاه را برای حفظ خود (فرد) به وجود می آورد. همچنانکه در وجود حیوان هست.
8- روح فطرت: فطرت نیروئی است که انگیزش های ناخودآگاه را برای «حفظ خود با دیگران» به وجود می آورد. و حیوان فاقد این روح است.
9- هوی: هوی (= هوس= میل و امیال) ابزار و راهکار روح غریزه است.
10- عقل: عاملی است در موجود حیاتمند بنام انسان که هواهای او را قانونمند کرده و مدیریت می کند؛ عقل ابزار و راهکار روح فطرت است؛ بنابراین است که روح فطرت روح غریزه را مدیریت کند.
11- حیوان: حیوان موجود زنده ای که دارای روح غریزه و فاقد روح فطرت است.
12- پیدایش جانداران: پیدایش همۀ جانداران روی زمین (اعم از گیاه و جانور) بر اساس انشعاب از همدیگر و سیر تکامل ازهمدیگر است غیر از انسان (نسل آدم) که آفرینش مستقل- با موتاسیون های متعدد- دارد و ارتباطی با «موجودات دو پای» قبل از خود ندارد.
13- بشر: آن «موجودات دو پا»ی قبل ازآدم، بشر نامیده می شوند اما «انسان» نامیده نمی شوند، و فاقد روح فطرت بوده اند.
14- منشأ پدیده هائی از قبیل: خانواده، جامعه و تاریخ، حیاء، اخلاق، زیبا شناسی و زیبا خواهی، گریه و خنده و... روح فطرت است. و اصل هیچکدام از اینها قراردادی یا اعتباری نیستند. و بشرهای پیش از آدم فاقد اینها بوده اند.
15- شخصیّت: شخصیت انسان، محصول و فرایند چگونگی تعامل روح غریزه و روح فطرت است. تعامل سالم، شخصیت سالم و تعامل ناسالم شخصیت ناسالم را می دهد.
16- سرکوبی: نه سرکوبی غرایز درست است و نه سرکوبی روح فطرت؛ آنچه هست مدیریت روح غریزه بوسیلۀ روح فطرت است. انسان در بهشت نیز با غرایز خود (بل گسترده تر از زیست دنیوی) زندگی خواهد کرد یعنی با همان شخصیت که از تعامل سالم غریزه و فطرتش در زیست دنیوی حاصل شده است.
17- نفس: این واژه در معانی متعدد به کار رفته است:
و چند کاربرد دیگر.
18- دین: دین یعنی «هستی شناسی»؛ اعم از خدا شناسی، انسان شناسی، شناخت رابطۀ خدا با جهان، شناخت رابطۀ خدا با انسان، شناخت رابطۀ انسان با خدا و... و بالاخره شناخت رابطۀ انسان با جسم و روح غریزه و روح فطرت خودش، و شناخت چگونگی تعامل این دو روح.
انسان و علوم انسانی در صحیفه سجادیه، جلد دوم، مقدمه، مرتضی رضوی
به نقل از وبگاه :اسلام رحمانی؛هستی شناسی صحیح
به دلیل عدم ساپورت بلاگفا در لینک دهی به وبگاه فوق،علاقمندان برای دسترسی به آن وبگاه به بخش "پیوندهای دوستان" مراجعه بفرمایند
|
|